
"حاجی بایرام ولی" یکی از معماران معنوی سرزمین آناتولی در عهد بیگ زاده ها و نیز دوران عثمانی است. اسم اصلی وی "نعمان" است. وی در میانه سالهای ۱۳۴۰ الی ۱۳۵۰ در منطقه "سولفاسول" آنکارا دیده به جهان گشوده است. نام پدر وی "احمد" و نام پدر بزرگ وی "محمود" ذکر شده است. نام مادر وی در منابع تاریخی ذکر نشده است. در حال حضار مدفن وی نیز در "سولفاسول" است و خانه ای که به نظر میرسد روزگاری محل سکونت ایشان بوده تبدیل به موزه شده است.
اکنون به نوشته دکتر" گورای کیرپیک پینار" استاد دانشگاه غازی در مورد این شخصیت بزرگ جهان ترک توجه فرمایید.
" بایرام" لقبی است که از سوی استادش "حکیم سومونجو بابا" یا همان "شیخ حمیدالدین آکسارایی" به "حاجی ولی" داده شده است. گفته می شود که حاجی بایرام ولی دارای دو برادر کوچکتر از خود با نامهای" صفی الدین" و "ابدال مراد" بوده که تنها مدفن دومین برادرش مشخص است و در روستای "سیدی کوی" واقع در شهر "الدیوان" از استان "چانکیری" جای گرفته است.
حاجی بایرام ولی ۵ فرزند پسر و سه فرزند دختر داشته است. نامهای فرزندان پسر وی عبارتند از : "احمد بابا"٬ "بابا سلطان"٬ "ادهم بابا"٬"ابراهیم بابا" و "علی بابا". از میان دختران وی نیز تنها نام "خیرالنساء خاتون" در منابع تاریخی ذکر شده است. گفته می شود که تداوم خاندان وی از طریق پسرش شیخ احمد بابا و دخترش "خیرالنساء خاتون" ممکن شده و تا به امروز رسیده است.
براساس اسناد وقفی به جای مانده از دوران عثمانی٬ اشخاص متعددی هستند که نسب و نامشان به حاجی بایرام ولی می رسد. به نظر میرسد که زیارتگاه و مسجدی که در روستای فاطیما باجی در آنکارا وجود دارد به "توغرول" و "اوغول بی" که از نوادگان حاجی بایرام ولی هستند منسوب باشد.
براساس منابع تاریخی موجود٬ "احمد بابا" ریاست درگاهی به نام "پیر ائوی" را در آنکارا بر عهده داشته است. این در حالی است که "خیرالنساء خاتون" دختر حاجی بایرام ولی نیز به دلیل اثار ادبی و فرهنگی به یادگار مانده از وی جایگاه مهمی در فرهنگ و ادببات ترک دارد. ضمن اینکه وی همسر شاعر مشهور٬ "اشرف اوغلوی رومی" بوده است.
در دوران کودکی حاجی بایرام ولی٬ آنکارا و پیرامون آن به عنوان یکی از مهمترین مراکز آهیگری در آناتولی٬ توسط غازی سلیمان پاشا فرزند "سلطان اورهان غازی" عثمانی در سال ۱۳۵۴ فتح گردید. پس از این فتح٬ شهر آنکارا تبدیل به بیگلربیگی عثمانی شد.
در مرکز شهر و در روستاهای آنکارا٬ بزرگان "آهیگری" در راس اتحادیه های اصناف حضور داشتند. از جمله این افراد می توان "آهی چوماک"٬ "آهی محمود"٬ "آهی الوان"٬ "آهی ائوران"٬ "آهی یعقوب"٬ "آهی مراد"٬ "آهی دوغان"٬ "آهی اورن" و "آهی مسعود" را نام برد. همین وضعیت سبب شد تا نام حاجی بایرام ولی به صورت "آهی سلطان" نیز تلفظ گردد. حاجی بایرام ولی نیز در تبعیت از سفارش "سومونجو بابا" کار در مزرعه را انتخاب کرده بود.
گفته می شود که حاجی بایرام ولی قبل از رفتن به نزد "سومونجو بابا٬" برای مدتی در مدرسه "ملیکه خاتون" تدریس کرده است.
"اولیاء چلبی" سیاح بزرگ ترک، در سال ۱۵۶۰ از قبر حاجی بایرام ولی و مجتمع تعلیمی و تربیتی وی دیدار کرده است. براساس نوشته اولیاء چلبی٬ "ارسلطان"٬ استاد حاجی بایرام ولی است. مدفن "ارسلطان" در محله "آغاچ پازاری" آنکارا قرار دارد.
حاجی بایرام ولی هم از تحصیلات عالیه برخوردار بوده و هم یکی از جوانمردان و عیاران روزگار خود محسوب شده و در زمره متصوفین قرار داشته است. گفته می شود هنگامیکه "یلدیریم بایزید خان" به سرزمینهای میانی آناتولی لشکر کشی می کرده حاجی بایرام ولی٬ سمت درب داری ارشد وی را برعهده داشته است.
در سال ۱۴۰۲ در جریان نبرد آنکارا و شکست "یلدیریم بایزید"٬ حاجی بایرام ولی همراه با "سومونجو بابا" از بورسا کوچ کرده و در کنار نهر "جیهان" در آدانا در نزد جوانمردان و عیاران روزگار خود سکنی می گزیند. حاجی بایرام ولی مدتی در آنجا اقامت کرده و با مشاهده بازگشت "سومونجو بابا" به آکسارای٬ وی نیز مجددا راهی آنکارا می شود و وارد درس و بحث و تربیت طلاب می شود. در میان یکی از معروفترین طلاب وی "آک شمس الدین"٬ استاد "سلطان محمد فاتح" نیز قرار دارد.
گفته می شود که سلطان مراد دوم در ادیرنه با حاجی بایرام ولی دیدار داشته است.
حاجی بایرام ولی در سال ۱۴۳۰ در آنکارا چشم از جهان فرو بست. پس از وی نحله جدیدی در تصوف با نام "بایراملیک" ظهور نمود.
"آشکی پاشازاده"٬ قدیمیترین مورخ عثمانی در مورد وی نوشته است: در سرزمین آناتولی حاجی بایرام ولی ظهور کرد. وی از جمله افراد عزیزی بود که مستجاب الدعوه بودند.
ترجمه: فرزاد صمدلی
برچسب:
نویسنده: عباسی