
به گزا رش سایت ناظران، زمانی درهای بوده است به نام قرقاول، در میانه جنگلهای انبوه "سراوان"در ۱۵ کلیومتری جنوب رشت اما پس از حدود ۳۲ سال دفن زباله که طبق توافق سازمان محیط زیست و شهرداری رشت قرار بوده است موقت و به وسعت تنها ۲٫۵ هکتار باشد و در نتیجه هیچ بررسی کارشناسیای روی آن صورت نگرفته است، حالا دیگر نه درهای باقی مانده و نه کسی دیگر نام قدیمی آن را به خاطر میآورد.
ارتفاع زبالههای تلنبار شده رشت، خمام، سنگر و روستاهای اطراف رشت نه تنها این دره را پر کرده است، بلکه اکنون به ارتفاع هفتاد متری رسیده است و زندگی گیاهان، حیوانات و انسانهایی که در کنار این زبالهدانی بزرگ در جنگل سراوان زندگی میکنند را با بحران مواجه کرده است.
۲۱ مرکز دفن زباله در کل استان گیلان وجود دارد که زباله دانی سراوان از همه آنها بزرگتر است. در استان گیلان روزانه بیش از ۲ هزار تن زباله تولید میشود.
خانم نسیم طوافزاده مدیرعامل سازمان مردم نهاد سبزکاران، ناظر ما در رشت، کارشناس ارشد مدیریت اکوسیستم درباره محل دفن زبالهها در جنگل سراوان به ناظران میگوید:این زبالهدانی که بزرگترین "دفنگاه"شمال ایران است حدود ۳۰ هکتار وسعت دارد و تاکنون موجب نابودی ۲۰ هکتار از جنگلهای سروان شده است و پیشبینی میشود که تا سال ۱۴۰۰ میزان جنگلهای نابود شده به ۳۲ هکتار برسد.
تقریبا همه نوع زباله در آنجا انبار میشوند، بر اساس برآورد وزارت کشاورزی روزانه حدود ۲۵ تن برنج و نان آنجا نابود میشود. پلاستیک هم بخش بزرگی از زبالههای روزانه به آنجاست.
بر اساس تخمین متخصصین هر دقیقه ۱۲۰۰ لیتر شیرابه توسط این زبالهها ایجاد و به سیاهرود ریخته میشود. زندگی در این دو رود که زمانی جاذبه گردشگری بودند و از میان شهر رشت رد میشوند کاملا از بین رفته است و طبق برخی تخمینها آلودهترین رودهای ایران هستند.
همچنین سالانه دو بار کارخانجات دارویی استان گیلان نیز زبالههای خود را آنجا دفن میکنند.
از سال ۸۴ به این سو گزارش رسمی از ورود پسماندهای بیمارستانی به این منطقه وجود ندارد.
حجم این زبالهدانی بزرگ در کنار یکی از زیباترین جنگلهای شمال ایران آنقدر عظیم است که میتوان آن را در تصاویر ماهوارهای به راحتی یافت.
طبق اعلام رسمی مقامات میزان مرگ و میر بر اثر سرطان به خصوص سرطان دستگاه گوارش در مردم این منطقه افزایش فراوانی یافته است. بیماریهای عفونی و پوستی نیز بسیار مرسوم شدهاند. فلزات سنگین مانند روی، مس، نیکل، سرب و جیوه در این شیرابه وجود دارد که هم کشاورزی را غیرممکن میکند و هم موجب سرطان در منطقه شده است.
کشاورزان برای کار خود به علت آلودگی محیطی و مسموم شدن خاک و آب دچار بحران شدهاند و از سوی دیگر حیوانات محلی نیز دچار مرگ و میر میشوند. همچنین ما در این منطقه با معضل اجتماعی کودکان کار نیز مواجهیم. گروههایی هستند که به صورت گسترده از کودکان برای جمعآوری زبالههایی که ارزشمند هستند از بین این کوه زباله اقدام میکنند. کودکانی که به علت فقر به این کار وارد شدهاند و از هیچگونه وسیلهای برای جلوگیری از بیماری و عفونت نیز برخوردار نیستند. نه دستکش دارند و نه ماسک و نه حتی کفش مناسب.
برچسب:
نویسنده: عباسی