
فراموش کردن و به یاد آوردن، هر دو فضیلت اخلاقی است. انتخاب یکی از این دو برای تبدیل شدن به انسانی بافضیلت نیز حائز اهمیت ویژه است.
گروهی از کارشناسان بر این عقیده اند که فراموش کردن یک لطف و به یاد آوردن نیز عملی خطرناک است که هزینه سنگینی دارد. افراد و جامعه، تنها در صورت فراموش کردن گذشته و نگریستن به آینده، شانس پیشرفت دارند. در دنیایی که مجبور به زندگی بوده و میلیون ها خاطره در لحظه داریم، فراموش کردن نه تنها یک حقیقت بلکه یک فضیلت است. این چنان فضیلتی است که می تواند در فرار از وحشت گذشته به یاری ما بشتابد.
آیا واقعا می توان چنین کاری را انجام داد؟
فراموش کردن یکی از ویژگی های اساسی آدمی است. با گذشت زمان ما نیز برخی چیزها را فراموش می کنیم. فراموش کردن در دورانی که محزون و ماتم زده هستیم، در رهایی از این وضعیت کمکمان می کند. آیا می توانید تصور کنید که حزن یک حادثه غم انگیز را تا آخر عمر به اندازه روز اول احساس کنیم؟ زندگی کردن، یافتن دوستان جدید و حتی باز کردن یک ای میل جدید نیز غیرممکن می شد. همانطور که نیچه می گوید، "بدون فراموش کردن زندگی ممکن نیست." فراموش کردن می تواند یک لطف باشد.
هیچ شکی نیست که تاریخ برای مشروع نشان دادن ناحقی و ظلم، دستکاری شده است. نازی ها در آلمان و فاشیست ها در ایتالیا، برای به یادگار گذاشتن اعجبئه های ایدئولوژیک، از تاریخ ملی سوء استفاده کردند. از جدایی در سال ۱۹۴۷ تا قتل عام گجرات در سال ۲۰۰۲، خشونتی که از سوی هندوهای ملی گرا علیه مسلمانان هندوستان اعمال شد سبب شد تا تاریخ از بعد ماکیاولیسم مجددا خوانده شود. تاریخ می تواند وسیله ای خظرناک باشد.
محمد عاکف ارسوی شاعر معروف ترک و سراینده سرود ملی ترکیه، در یکی از اشعارش می گوید که تاریخ چگونه از انسانها تشکر کرده و از اینکه انسانها از او عبرت و درسهای لازم را از او نگرفته اند، ابراز تاسف می کند.
عاکف ادیبی است که شاهد وحشت جنگ بین دهه های ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰ علیه امپراطوری عثمانی بوده است. او با علم و قدرت ادبی بی نظیرش به ما که گویی قبل از ما هیچ اتفاقی در تاریخ نیفتاده و همچنان به تکرار خطاهای گذشته ادامه می دهیم، هشدار می داد. این وضعیت یادآور سخن جرج سانتایانا که می گوید: "کسانی که گذشته را به یاد نمی آورند محکوم به تکرار آن هستند." می باشد. ولی سانتایانا تا حدودی بازگوی حقیقت است. کسانی که تاریخ را خیلی خوب می دانند نیز می توانند مرتکب خطاهای بزرگی شوند.
از سوی دیگر تاریخ می تواند مبنع خوبی باشد. تاریخ می تواند سبب رهایی ما از نگرش های خودپسندانه که ناشی از تاریخ جمعی و ارزشهای مشترک است شود.
اگر به مسئله به ظور عمقی بنگریم، تاریخ در به یادآوردن انچه که الزم است و یادآوری اینکه که هستیم به ما یاری می کند.
سنت فکری اسلام، از فراموش کردن و یادآوری، به عنوان دو ویژگی کلیدی انسانی که سبب امکان به جای آوردن وظایف بشری مان می شود، یاد می کند. به عقیده ریشه شناسی، ریشه کلمه عربی "انسان"، همان "نیسان" به معنای فراموش کردن می باشد. (البته بر اساس تئوری های دیگر، کلمه انسان، به معنای "نزدیکی الهی" می باشد.)
ابن عباس از مفسرین معروف می گوید: "دلیل اینکه به بشر نام "انسان" داده شد، این است که اولین عهدی که با خدا بسته را فراموش کرده است."
انسان موجودی فراموش کار است و چاره آن نیز یادآوری است. این نیز به یادآوری آفریننده و ستایش او بستگی دارد. آنچه که فراموش می کنیم، عهدی است که با خالق بسته ایم.
در آیه ای از قرآن کریم از انسانها دعوت شده و چنین آمده است: " و هـمـچـون كـسـانـى كـه خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنها را به خود فراموشى گرفتار كرد نباشيد، و آنها فاسق و گنهكارند."
فراموش کردن حقیقت محض تاوانی دارد و آن را انسانها پس می دهند.
بن کثیر، طبری، حسین الراضی و دیگر مفسرین قرآن کریم بر این عقیده اند که قسمت دوم این آیه بیانگر این است که فراموش کردن خداوند سبب دوری انسان از خود شده و سبب اهمال آنچه که برایشان خیر است می شود. از دست دادن حافظه که خود سبب آن می شویم سبب کسب زاویه دید بهتری به زندگی نخواهد شد.
باید انچه که واقعا به نفع ماست و به جای زندانی کردن، آزادی می بخشد را همواره یادآور شویم. تاریخ و گذشته حتی اگر بخواهیم نیز کاملا از ذهنمان پاک نخواهد شد. هیچ نیازی به افراط نیز نیست. باید ابراهیم و قومش، نوح و کشتی اش، موسی، عیسی و امتحان هایش، حملات مشرکین مکه به پیامبر اسلام، صلیبیون و استیلای مغول، تجربه همزیستی اندلس و رِکُونکیستا یا سقوط آندلس را به یاد آوریم. نمی توان چشم خود را به هولوکاست یا همه سوزی، قتل عام روآندا، بوسنی و آنچه که امروز در سوریه می گذرد چشم های خود را بست. علیرغم تمامی وحشت و اندوهی که این خاطرات می آفریند مجبور به یادآوری هستیم زیرا به عنوان موجودات جایزالخطا نباید فراموش کنیم که چه چیزی برایمان خوب است.
باید پذیرفت که این کار سهل نیست. ولی باید بدون مواجه شدن با تراوما "بد" را به یاد بیاوریم. باید با ریشه ان روبرو شد. روبرو شدن با آن و تحت تاثیر آن قرار نگرفتن نیازمند قدرت و جسارت اخلاقی است. و کار اصلی نیز همین است.
باید با به یاد آوردن "خوب"، اصیل و زیبا در دنیایی به دور از خیالات، زندگی ای که عدالت، تقوا، عقل و فضیلت بر آن حاکم است، داشت.
فراموش کردن و به یاد آوردن، هر دو فضیلت اخلاقی است. انتخاب یکی از این دو برای تبدیل شدن به انسانی بافضیلت نیز حائز اهمیت ویژه است.
- - , .
برچسب:
نویسنده: عباسی